یه چیزی بود که نمیخواستم فقط توی یه پیام برات بنویسم...
اولین شبی که با هم حرف زدیم
خیلی چیز خاصی نبود.
یه چت ساده بود.
ولی بعداً یه شبی رسید که
وارد رابطه شدیم و من واقعاً
نمیدونم چطور توضیحش بدم...
فقط یادمه از خوشحالی
انگار میخواستم بال دربیارم.
قبل تو واقعاً به کسی
اینطوری اعتماد نکرده بودم.
ولی تو کاری کردی که بتونم
خیلی چیزا رو راحت بهت بگم.
بدون اینکه مدام توی ذهنم باشه
«اگه اینو بگم چی فکر میکنه؟»
تو هیچوقت بابت خیلی از چیزایی
که گفتم قضاوتم نکردی.
و هلیا...
این برای من خیلی بزرگه.
نگاهم به خیلی چیزا فرق کرد.
حتی راجع به باز بودن ذهن،
زندگی،
آدمها...
شاید خودت ندونی،
ولی حضور تو باعث شد
بعضی چیزا رو جور دیگهای ببینم.
و شاید عجیبترین قسمتش اینه که من قبل تو اصلاً فکر نمیکردم بتونم اینقدر به یه نفر اعتماد کنم.
ولی به تو کردم.
چون تو برای من
فقط «دوست دخترم» نیستی.
حتی عکس مشترک درستوحسابی هم نداریم.
خاطرههامون هم اونقدر زیاد نیست
که بشه یه عالمه داستان ازشون تعریف کرد.
ولی من هنوز وقتی به آینده فکر میکنم،
یه چیز ساده توی ذهنمه:
اینکه یه روز دیگه این فاصله
بینمون نباشه.
شاید خیلی ساده به نظر بیان.
ولی من بیشتر از هر چیز دیگهای
همین لحظههای ساده رو میخوام.
اون حرفی که زدم...
جوگیر شده بودم.
واقعاً هم منظورم اون چیزی نبود
که از حرفم برداشت شد.
ولی اینا چیزی رو عوض نمیکنه.
چون من گفتمش.
و تو ناراحت شدی.
نمیخوام براش بهونه بیارم.
نمیخوام بگم
«چون منظورم واقعی نبود پس مهم نیست».
مهمه.
چون باعث شدم
کسی که بیشتر از همه برام مهمه
ناراحت بشه.
واقعاً نمیتونم اندازهش رو
درست توضیح بدم.
وقتی ناراحتی و میدونم
تقصیر من بوده،
خودم هم واقعاً داغون میشم.
مخصوصاً وقتی فکر میکنم
من همون آدمی بودم که
قرار بود باعث آرامشت باشه،
نه ناراحتیت.
نمیخوام با ده تا پیام پشت سر هم
مجبور باشی سریع خوب بشی.
نمیخوام احساس کنی
چون من عذرخواهی کردم
پس تو هم باید همین الان
همهچی رو فراموش کنی.
اگه زمان میخوای،
من بهت زمان میدم.
فقط امیدوارم توی این مدت
بتونم با رفتارم نشونت بدم
که حرفم جدی بوده.
و میدونم گفتنش خیلی آسونه.
برای همین نمیخوام فقط
یه جمله قشنگ باشه.
شاید برای یکی دیگه
فقط یه بازی باشه.
ولی برای من همون وقتایی که
با هم مولتی میزدیم
و کنار هم بودیم،
از اون چیزای کوچیکیه
که خیلی دوستشون داشتم.
اینو خیلی بهت گفتم.
ولی هیچوقت فقط یه حرف عاشقانه
برای پر کردن سکوت نبوده.
واقعاً از ته قلبم میگمش.
دوستت دارم.
و از اینکه ناراحتت کردم
واقعاً پشیمونم.
نمیخوام ناراحت بمونی.
نمیخوام این فاصلهای که
بینمون افتاده همینطوری بمونه.
دلم میخواد دوباره
رابطهمون مثل قبل گرم بشه.
ولی میدونم این چیزا
با یه سایت درست نمیشن.
این صفحه رو نساختم که
فقط بگم «ببخشید».
ساختمش چون میخواستم
یه بار بشینی و ببینی
که واقعاً چقدر برام مهمی.
و اینکه اون حرف،
واقعاً یکی از چیزاییه که
آرزو میکنم هیچوقت نگفته بودم.